X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
 
دنیای فناوری


دنیای مجازی
پنج‌شنبه 3 شهریور‌ماه سال 1390 :: 10:28 ق.ظ ::  نویسنده : محمدرضا گرامی

دوست دارم انسان‌ها را درک کنم. دوست دارم چیزهای جدید بسازم. عاشق کار‌کردن در شرکت‌های تازه تأسیس هستم. با همسرم در شهر سانفرانسیسکو زندگی می‌کنیم. ما کوه می‌رویم، زیاد فیلم تماشا می‌کنیم و البته به حد کافی موسیقی گوش‌نمی‌دهیم. اصالتم هندی است و شهر‌های سانفرانسیسکو و دهلی را مثل خانه می‌دانم. هدف بعدی‌ام سفر به امریکای‌جنوبی است


این بخشی از معرفی راشمی سینها در وبلاگ خود او است. زنی که یکی از مثال‌های موفق مدیریت و کارآفرینی در شرکت‌های تکنولوژیک محسوب می‌شود. شخصی که مؤسس سایت SlideShare  است؛ ‌سایتی که در زمینه به‌اشتراک‌گذاری اسلایدها روی وب فعالیت می‌کند. او زندگی حرفه‌ای‌اش را در یک جمله این‌گونه خلاصه می‌کند‌: «دکترایم را گرفتم، سپس کمی در آزمایشگاه‌ها کار کردم و پس از آن به سمت ساخت نرم‌افزار رفتم

در سال 1982 دختری جوان به همراه همسرش، سرزمین مادری‌ خود یعنی هند را به امید پیشرفت و ساختن یک زندگی بهتر به مقصد ایالات متحده ترک کرد. کمتر از سی سال بعد، نه‌تنها رؤیای دختر جوان به حقیقت پیوست، بلکه وی پاداشی بسیار بالاتر از آرزوهای نخستینش را دریافت کرد. در سال 2004 مدال ملی فناوری به او اهدا  شد. یک سال بعد  مجله تایم او را در بین یازده هندی قدرتمند جهان قرار داد و در سال 2006  مجله فورچون او را در فهرست «قدرتمندترین زنان» خود قرار داد و  او را یکی از چهار ستاره روبه رشد در فهرست مذکور دانست. این‌ها فقط بخشی از افتخارات پادماسری واریر (Padmasree Warrior) است

.

واریر برای سال‌ها در صف قدرتمندترین زنان IT قرار داشته است. وی که در سال 2007 به‌عنوان عضو تالار افتخارات بین‌المللی Women in IT انتخاب شد، برای سال‌ها در پست‌های رده‌بالای مدیریتی و اجرایی  موتورولا  مشغول کار بود و پس از آن نیز از قدرت مدیریت بالای خود در سیسکو استفاده کرد. خانم واریر متولد و بزرگ شده شهر ویجای‌وادا در ایالت جنوبی آندرا پرادش هند است. وی در خانواده‌ای به‌نسبت فرهیخته رشد یافت، به‌طوری که یکی از دلایل موفقیت خود در زمینه مهندسی و علوم را، مادر و پدرش در ریاضیات و علوم می‌داند. پادماسری خود در این‌باره می‌گوید‌: «مادرم به من قدرت عشق را آموخت. می‌دانستم که مستقل از وضعیت و اتفاقات زندگی‌ام، مادرم همیشه به من افتخار کرده و هر بار مرا با آغوش باز در خانه می‌پذیرفت. این باعث می‌شد تا با اعتماد به‌نفس خاصی بزرگ شوم.» در مقابل پدر پادماسری نیز به وی تمرکز روی اهداف بلندمدت و تصویر کلی را آموخت و به‌گفته خودش «نوعی شوخ‌طبعی داشت که همیشه لبخند را به لبان من می‌آورد.» همین وضعیت خانوادگی مناسب باعث شد تا وی بتواند به راحتی تحصیلاتش را ادامه داده و بعدها در کارش نیز به انسانی خبره تبدیل شود.


در سال 1982‌، پس از اخذ مدرک لیسانس مهندسی شیمی از مؤسسه فناوری هند، پادماسری برای ادامه تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد به دانشگاه کورنل در ایالات متحده رفت. دو سال بعد، یعنی در سال 1984 وی کار خود را در یکی از کارخانه‌های نیمه رسانای شرکت  موتورولا  در آریزونا آغاز کرد. «فشار زیادی را در آن زمان متحمل می‌شدم. من تازه از دانشگاه فارغ‌التحصیل شده بودم و این نخستین تجربه‌ام در صنعت بود. در‌ضمن تنها کارمند زن آنجا بودم.» با این حال، او این سختی‌ها را پشت‌سر گذاشت و توانست روز‌به‌روز مقام خود را در مجموعه  موتورولا  ارتقا دهد. وی بعدها توانست سمت مدیر بخش گروه سیستم‌های انرژی را کسب کند. پس از طی دوره‌ای در سمت مسئول ارشد فناوری در بخش محصولات نیمه رسانا، پادماسری در سال 2003 سمت مسئول ارشد فناوری تمام شرکت را کسب کرد. به‌این ترتیب، وی نخستین زنی شد که به یکی از پست‌های ارشد مدیریتی  موتورولا دست یافته است.


دو سال بعد وی معاونت اجرایی مدیرعامل را نیز کسب کرد. واریر یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های کاری‌اش را مدیریت پروژه توسعه و انتقال فناوری‌ای با نام RF LDMOS به‌مرحله تولید می‌داند. خود او در‌این‌باره می‌گوید‌: «این کار در ابتدا چندان مشکل به‌نظر نمی‌رسید. اما با شروع کار مشکلات خود را نمایان کردند. فناوری مربوطه هنوز نابالغ بود و از طرف دیگر مدیران موجود چندان روی خوشی نسبت به آن نشان نمی‌دادند.» ماجرا از این قرار بود که  موتورولا در آن زمان دارای فناوری مشابهی با نام Bipolar بود و به‌این ترتیب، کششی برای توسعه یک فناوری جدید احساس نمی‌شد. از طرف دیگر، کارخانه‌های اسمبل کردن این فناوری در مالزی تقریباً از چرخه‌ کاری خارج شده بودند و به‌این‌ترتیب پادماسری هیچ کس را نداشت که به‌ وی در این باره جواب دهد. او ادامه می‌دهد‌: «من در آن زمان دو راه داشتم یا این‌که پروژه را رها کنم یا این‌که بمانم و سعی کنم آن را به‌اتمام برسانم. در آن زمان آن‌قدر جوان و جسور بودم که راه دوم را انتخاب‌کنم. انتخابی که امروز بابت آن به‌خودم افتخار می‌کنم. این فناوری به یکی از مهم‌ترین و تأثیرگذارترین فناوری‌های  موتورولا تبدیل شد.» پادماسری در آن زمان سعی کرد تا با پیاده‌سازی چند اصل پروژه را با موفقیت به‌اتمام برساند. «آن‌قدر سخت کار کردم تا همه بدانند که برای انجام مأموریتم چقدر جدی هستم. همچنین سعی کردم گروهی قوی‌ تشکیل دهم و به‌طور مرتب آن‌ها را ترغیب کرده و در موفقیت‌ها شریک بدانم.»


دوران حضور واریر در موتورولا در سال‌2007 به‌پایان رسید. وی تنها چند روز پس از این‌که  موتورولا اعلام کرد قصد جایگزینی مدیر فعلی‌اش یعنی ادزندر را دارد، این شرکت را ترک کرد. بسیاری از تحلیل‌گران اعتقاد داشتند، استعفای پادماسری بی ارتباط با این امر نبود. در آن زمان وضعیت  موتورولا کمی بحرانی به‌نظر می‌رسید. درآمد این شرکت افت کرده بود و آن‌ها سهم بازار خود را در زمینه‌های مختلفی مانند گوشی‌های تلفن‌همراه رو‌به کاهش می‌دیدند.


پادماسری در‌‌حالی  موتورولا را ترک کرد که سمت معاون مدیر عامل و مسئول ارشد فناوری این شرکت غول‌پیکر را برعهده داشت. وی مسئولیت بودجه 4,1 میلیارد دلاری  موتورولا را برای تحقیق و توسعه در اختیار داشته و بر کار بیش‌از 26 هزار مهندس نظارت می‌کرد. وی نقشی اساسی در تبدیل نوآوری‌های فناورانه شرکت به راه‌حل‌های مشتری محور ایفا می‌کرد. با این حال، تغییرات عمده  موتورولا در شیوه کسب و کار و لایه‌های مدیریتی پایان یک همکاری 24 ساله را در‌پی‌داشت. کمی بعد، یعنی در دسامبر همان سال واریر به غول تجهیزات شبکه دنیا، یعنی سیسکو پیوست و پست مسئول ارشد فناوری را در آنجا برعهده گرفت. در سیسکو پادماسری نوآوری‌ها و خلاقیت‌های انجام شده در شرکت را راهبری می‌کند. وی مسئول طراحی راهبردهای رقابتی است که نه تنها از نقطه نظر فناوری، بلکه از دید بازاریابی و راهبردی نیز شرکت را به جلو پیش خواهد برد.


زندگی شخصی زنان موفقی مانند خانم واریر همواره از موضوع‌های مورد توجه بوده است. وی در پاسخ به این سؤال که چگونه تعادل را میان جنبه‌های مختلف برقرار می‌کند، می‌گوید‌: «من ترجیح می‌دهم زندگی را به‌صورت تجمیع جنبه‌های مختلف ببینم. کلمه تعادل به‌نظرم بیشتر به موجودیت‌های جداگانه اشاره دارد. اگر بخواهم به‌این صورت به جهان نگاه کنم، در آن صورت کار و خانواده‌ام دو موجودیت جداگانه هستند که با هم در تضاد هستند. به‌همین دلیل، ترجیح می‌دهم زندگی را به‌صورت تجمیع و ترکیب همه این موارد در کنار هم نگاه کنم.» وی همچنین به‌دلیل کار حرفه‌ای و زندگی شخصی‌اش در کارهای اجتماعی فراوانی نیز شرکت کرده است. از‌جمله می‌توان به‌حضور او در هیئت مدیره موزه علوم و صنعت، آژانس علم، فناوری و تحقیق سنگاپور و کمیته‌های متعدد دیگراشاره‌کرد. وی همچنین مدتی را در کمیته اقتصاد دیجیتال فرمانداری تگزاس و کمیته مشاوره FCC، فناوری و مهندسی گذرانده است. همین تجربه‌ها بود که وی را به‌عنوان یکی از کاندیداهای اصلی احراز پست مسئول ارشد فناوری ایالات متحده مطرح کرده بود.


 همسر پادماسری موهانداس واریر مدیر Alfalight شرکت فعال در زمینه نیمه‌رساناها در مدیسون ویسکانزین است. آشنایی این دو به‌زمانی بازمی‌گردد که هر دو16‌ساله بودند و در دانشکده مهندسی کشورشان تحصیل می‌کردند. آن‌ها هر دو با هم به ایالات متحده مهاجرت کردند. پادماسری در این رابطه می‌گوید‌: «ما با یکدیگر در کنار حرفه شغلی‌، خانواده‌مان را نیز بنا نهادیم. تأثیرات او بود که باعث شد حس استقلال و جرأت قبول ریسک در من تقویت شود.» آن‌ها یک پسر به نام کارنا دارند که هم اکنون در آکادمی ریاضی و علوم ایلی‌نوی در آرورا تحصیل می‌کند. از نظر خانم واریر بیشترین اثر فناوری در آینده روی حوزه‌های مرتبط با علم پزشکی متمرکز خواهد بود. وی می‌گوید‌: «من انسان خوش‌بینی هستم و فکر می‌کنم فناوری می‌تواند ما را در یافتن درمان بیماری‌های کشنده‌ای مانند سرطان و ایدز کمک کند. به‌نظرم این، تنها مسئله زمان است و دیر یا زود ما به‌چنین جایگاهی دست خواهیم یافت. ترکیب علم پزشکی و فناوری‌های روز دنیا، ارزش زندگی را بالاتر خواهد برد.» وی همچنین به اثرات منفی فناوری نیز نیم‌نگاهی دارد.


 پادماسری کاربرد فناوری را در مسائل نظامی یکی از نقاط تاریک پیشرفت فناوری می‌داند و می‌گوید‌: «من از درک این موارد عاجزم، زیرا به‌نظرم با هر معیاری این مغایر انسانیتی است که من می‌شناسم.» پادماسری واریرموفقیت را به‌صورت کوتاه این‌گونه تعریف می‌کند‌: «موفقیت ایفای نقشی منحصر‌به‌فرد و تأثیرگذار‌است.» وی می‌گوید، همواره سعی کرده است از توانایی‌های مثبت همکاران و اطرافیانش نکته‌برداری کرده و از آن‌ها درس بیاموزد. وی درباره رمز موفقیتش در ترکیب دو حوزه مردانه مدیریت و کامپیوتر می‌گوید‌: «در حوزه خود خبره باشید و مسائل مرتبط با آن را بدانید. یک شیوه ارتباطی روشن، مفید و خاص را برای خود در‌نظر بگیرید. اطرافتان را با بزرگان پرکنید. از هم‌نشینی با نابغه‌ها وحشت‌زده نشوید، بلکه از آن به‌صورت یک اهرم استفاده کنید. به زن‌بودنتان افتخار کرده و هیچ وقت از آن فاصله نگیرید. برای موفقیت و شناخته‌شدن به‌عنوان یک رهبر قوی لزومی ندارد " یکی از پسرها " باشید. همیشه حرفه‌ای عمل کرده و با افراد با احترام برخورد کنید. منتظر فرصت‌های طلایی نباشید تا در زمین شما فرود آیند. شما باید با شوق و پشتکار به جست‌وجوی آن‌ها بروید.» این‌ها در واقع بخشی از توصیه‌های پادماسری است. وی محصول دوران طلایی هند است که توانست چنین مردان و زنان موفقی را به جهان معرفی کند. یک دختر جوان بیش‌از ده‌هزار‌کیلومتر را پیمود تا در رأس هرم فناوری دو نمونه از بزرگ‌ترین شرکت‌های فناوری محور دنیا قرار گیرد. چنین جسارت، پشتکار و امیدی یک شبه به‌دست نمی‌آید، بلکه محصول تربیت مثبت و اصولی یک نسل است. داستان موفقیت خانم واریر و امثال وی شاید از جذابیت ویژه‌ای برخوردار باشند. اما جذابیت هدف اصلی نقل آن‌ها نیست. درس‌هایی در این داستان‌‌ها نهفته است‌...


منبع: ماهنامه شبکه

آمار وبلاگ
  • تعداد بازدیدکنندگان: 711719

Free PageRank Checker
 
 
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است |طراحی : پیچک
 

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا